به یونجه ای که به سراغ گاو آمده به این می گویند. چنین زیبایی شگفت انگیز و یک نگهبان. همه این موارد در خالکوبی هنوز، این حتی بیشتر روشن می شود. معلوم شد که نگهبان هم آدم با شعوری است، به پلیس زنگ نزد و پول را به صورت مشابه دریافت کرد. تماشای چهره دختر شکسته یا حیرت زده و ناراضی وقتی او را از پشت کباب می کرد خنده دار بود. دوست دختر عالی پیش رفت، مثل پایی برای چای.
یارو خوش شانس بود، او بلافاصله دو مو بور را در الاغ های بامزه شان لعنت کرد. در ابتدا به آنها اجازه داد تا دیک او را بمکند تا مودب باشند، الاغ و سینه هایشان را محکم مالید. نکته خنده دار این بود که دخترها با یکدیگر رقابت نمی کردند، بلکه ناز می کردند، کلیشه شان را می مالیدند، کنار یا بالای آن ها می نشستند، می بوسیدند، گلویشان را می گرفتند، همه اینها به خاطر اینکه شریک زندگی شان ارگاسم واضحی داشته باشد. روند.
مربی تیراندازی ظاهراً چیزهای زیادی به او یاد داد، هر چه بیشتر می خواست، بالاخره بلوند واقعاً این چیزها است، او کار بزرگی انجام داد.