فقط چشمان سبزه سن او را نشان می دهد - می توان تجربه زیادی را احساس کرد، و بدن جوان است، حتی با سینه ایستاده او نمی توان گفت که او ممکن است چنین پسر بالغی داشته باشد. تماشای مادر اغوا شده اش جالب تر بود. حرکات، اشارات با بدنش - با این کار او به هر کسی که سال ها جوانتر بود، سر می زد. و حتی بیشتر از آن در خود جنس، او با هر کس دیگری همخوانی داشت. هوشمند، داغ، داغ. در یک کلام - بالغ.
خب همین، برادر نه چندان. خواهرش عالیه، از نظر پارامترها بمب هست. از طرف دیگر پسر ضعیف است. آن را تماشا کردم، اما نه با لذت. می توان گفت که من همیشه یک نگاه کردم، برگرداندم و برگرداندم. چیزی برای دیدن وجود نداشت. هیچ چیز اصلی وجود نداشت. حداقل یک ژست اصلی درج می شد. به طور کلی، خسته کننده و جالب نیست! توصیه به تماشا نکردن، شما وقت خود را تلف می کنید.
رقصنده هرگز از چوب خارج نشد - او آن را در دهانش، سپس در بیدمشکش، سپس در احمقش گرفت. و در این بین روی چوب زیر سقف می چرخد! زندگی خوب است!